<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>↓تـــــــــک بلاگ</title>
<description>**خـــــــوش آمـــــــدید**</description>
<atom:link href="http://mehdicfz.samenblog.com/rss/45/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://mehdicfz.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>اس ام اس های دلتنگی جدید </title>
<link>http://mehdicfz.samenblog.com/45.html</link><category>اس ام اس های دلتنگی جدید</category>
<description><![CDATA[<p align="baseline">با سلام </p><div>در این بخش اس ام اس های دلتنگی رو گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد..<br /><br /><img src="http://www.samenblog.com/uploads/m/mehdicfz/81139.jpg" /><br /><br />به ادامه مطلب برویید...</div>
			<p>یاد روز هایی می افتم که به تو میگفتم عزیــــزم و تو چه شیرین می 
خندیدی... کاش همان موقع میفهمیدم به حماقت من میخندی.... و حالا ... 
حالا... به هرکس که میگویم عزیزم ، اول از حماقت خودم کاملاً مطمئن 
میشوم...</p><div><br /><br />سهراب خیلی حرفا رو زد،از یه &quot;تنهایی&quot; بگیر تا تن هایی که دل به &quot;قایق&quot; 
سپردند،از &quot;شقایق&quot; اهایی که تاهستند زندگی باید کرد و از &quot;صدای پای ابی&quot; گفت
 که یک &quot;مسافر&quot; هست<br />
	ولی هیچ وقت،هیچکس نگفت سهراب،اینها همه و همه یک طرف ، ولی دلتنگی رو نمیشه نادیده گرفت پس اگر &quot;او&quot; نباشد زندگی نتوان کرد...<br /><br /><br />حالم خوب نیست و میدانم میدانی که بهتر شدنم نیازمندِ با تو بودن است... ❤❤❤<br /><br /><br />ینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم<br />

	اینجا شده پاییز ، آنجا را نمی دانم<br />

	اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم . . .<br /><br /><br />باورت بشود يا نه<br />
	روزي ميرسد كه دلت براي هيچ كس به اندازه من تنگ نخواهد شد!<br />
	براي نگاه كردنم...<br />
	اذيت كردنم...<br />
	خنديدنم...<br />
	براي تمامي لحظاتي كه در كنارم داشتي!<br />
	روزي خواهد رسيد<br />
	كه در حسرت تكرار دوباره من خواهي بود...<br />
	ميدانم روزي ديگر نيستم!!<br />
	و هيچ كس تكرار من نخواهد شد....<br /><br /><br />به راه عمر صدها قصه دیدم/سفر کردم حکایت ها شنیدم<br />
	نفهمیدم چه شد تا اینکه روزی/سر کوی رفیق بازی رسیدم<br />
	به هر باغی رسیدم از سر شوق/ز هر دسته گلی یک شاخه چیدم<br />
	غلامم چاکرم لوتی بفرما/همین ها شد همه عشق و امیدم<br />
	بدون هیچ حرفی یاسوالی /پیاله هرکسی دادسر کشیدم<br />
	ولی افسوس با هرکه نشستم/رفاقت کردم و خیری ندیدم<br />
	چشام بارونی و قلبم شکسته /از این دنیا و اهلش دل بریدم<br /><br /><br />زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ<br />
	ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن<br />
	داد نــزن هــوار نکش<br />
	آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن . . .<br /><br /><br />همیشه هم قافیه بودند…سیب و فریب… حتی زمانی که هیچ کس شعری نگفته بود… و 
حالا که همه شعر میگویید، همه با هم میگوییم:سیـــب… و دوربین های عکاسی را
 فـــ ـریـ ـب میدهیم… تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این لبخند 
مصنوعـ ـی<br /><br />برای تو نامه ای می نویسم…<br />
	دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.<br />
	دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !<br />
	نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !<br />
	تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.<br />
	تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…<br />
	پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!<br />
	فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!<br />
	خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!<br /><br /><br />امروز را به باد سپردم<br />
	امشب کنار پنجره بیدار مانده ام<br />
	دانم که بامداد<br />
	امروز ِ دیگری را با خود می آورد<br />
	تا من دو باره آن را<br />
	بسپارمش به باد ….<br />
	“فریدون مشیری”<br /><br /><br />به من میگفت که دلم خیلی کوچک است!<br />
	و من تازه دریافتم ... که چرا مرا به دلش راه نداد...<br />
	من فقط کمی اضافه وزن داشتم...<br /><br /><br />درهر ورق زمان نوشته ام به يادت ميمانم ،حتي اگرهزار صفحه ازتو دور باشم<br /><br />چقدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روزها را با کسی تقسیم می کردم،<br />
	و یا کسی بود برای گوش دادن ودرد دل کردن،<br />
	بماند که آنقدر فاصله ها زیاد شده که هر چه فریاد<br />
	می زنم..<br />
	گویا نه تو صدایم را می شنوی<br />
	ونه کس دیگر...<br /><br /><br />قشنگترين حس. حس عاشقي است .حسي كه به يكباره تمام وجودت را فرا ميگيردوراه فراري درآن نيست. دلتنگه اين حسم...<br /><br /><br />خواندی: « زیرِ باران باید رفت »<br />
	و رفتی.<br />
	از باران، بدم می‌آید دیگر<br /><br /><br />عطر اونروز زیر بارونو بهم برگردون<br />
	بوسه ی رنگ تابستونو بهم برگردون<br />
	تو زمستون دست گرمت منو آتیش میزد<br />
	تو بمون با این کارت جونو بهم برگردون<br /><br />دلم برای کسی تنگ است،کسی که خالی وجودم را از خود پُر میکرد و پُری دلم را با وجود خود خالی.<br /><br /><br />ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی است / او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست<br /><br /><br />در ماه مهر بادهای پاییزی بی مهری را با برگ درختان آغاز میکنند . . .<br /><br /><br />تروریــــــست ترین شخص روی زمین ، آن شخصی است که برای خودشیرینی و برای 
اثبات اینکه &quot;من هم وجود دارم&quot; دوستش ار در جمعی ضایع کند...... :(<br /><br /><br />دلم تنگ است دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانیست...<br /><br />هیچ وقت برای تنهایی خودم نگریستم دلتنگ کسی شدم که مرا تنها گذاشته است!!!!!!!!!!<br /><br /><br />دلتنگی حس عجیبی است<br />
	که گاهی تو را به یادم می اورد<br />
	گاهی یعنی همیشه . . .<br />
	گاهی یعنی همین حالا . . .<br /><br /><br />دلم تنگ است.....<br />
	اما هنوز تو در آن جا می شوی...<br />
	چقدر ابعاد بودنت عجیب است....<br /><br />رفتنت نمکی بود بر همه ی زخمم هایم<br />
	من از همه ی دنیا یکی تورا داشتم یکی خدا را<br />
	از سر کوفت هایی که شنیدم بگویم؟<br />
	میگویند کجاست انکه بر سینه میزدی سنگش<br />
	میگویند الان با دیگریست<br />
	برگــــــرد و همه ی دنیا را غافلــگیــــر کن ،<br />
	من حتـــــی با خـــدا هم شـــرط بستـــم .<br /><br />دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست<br />
	در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست<br />
	با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم<br />
	بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست<br /><br /><br />اشک من جاری شد...<br />
	جای تو خالی بود<br />
	جـــــــــای تـــــــــو ...<br />
	عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید<br />
	شعر دلتنگی من سخت گریست<br /><br />منم دلتنگ رویت<br />
	دلم آید به سویت<br />
	چه کردی با دل من<br />
	که کرده آرزویت<br /><br /><br />دلتنگی<br />
	عین آتش زیر خاکستر است<br />
	گاهی فکر میکنی تمام شده<br />
	اما یک دفعه<br />
	همه ات را آتش میزند . . . . .<br /><br />من هوای تو رو دارم،بذار بی وقفه ببارم<br />
	حالا که سهم من اینه،هیچ گلایه ای ندارم . . .<br /><br /><br />&nbsp; <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/41.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/20.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/9.gif" /><img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/9.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/12.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/15.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/15.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/16.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/16.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/47.gif" /> <img src="http://www.samenblog.com/editor/images/smilies/21.gif" /> مرگ. <br />پس خواهشآ کسی رو دلتنگ خودتون نذارید&nbsp; <img src="../editor/images/smilies/15.gif" /> <img src="../editor/images/smilies/15.gif" /><br /><br /><font size="5">پایان.....</font></div>
]]></description>
<pubDate>Mon, 8 Oct 2012 03:18:19 GMT</pubDate>
<dc:creator>mehdicfz</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://mehdicfz.samenblog.com/45.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>